حمد الله مستوفي قزويني
328
تاريخ گزيده
من كان يشغله عن الفه وجع * فليس يشغلنى عن حبكم وجعى و ما امل حبيبى ليتنى ابدا * مع الحبيب و يا ليت الحبيب معى و از منثورات كلام اوست : من احب البقاء فليعد للنوائب قلبا صبورا ، الادب صورة العقل فحسن عقلك كيف شئت . در عهد او كار الداعى الى الله قوى شده بود و قزوين و ابهر و زنجان در تصرف آورده و ده هزار مرد برو جمع شده . موسى بن بوقا بفرمان خليفه بجنگ او رفت . چون صف بياراستند ، موسى بن بوقا بفرمود تا در پس پشت ايشان نفط بر زمين ريختند و آتش در آن زدند . الداعى الى الحق منهزم شد . بر آن آتش مىبايست گذشت . قوم او را مىسوخت . موسى آوازه در انداخت كه آتش از زمين بر آمد و در ايشان افتاد و اين حال در سنهء ثلاث و خمسين و مأتين بود . الداعى الى الحق را دست از عراق كوتاه شد . بطبرستان و مازندران بودى . در سنهء خمس و خمسين و مأتين يعقوب بن ليث بر خراسان و كرمان مستولى شد و فارس و قهستان نيز در تصرف آورد . خليفه او را منشور فرستاد . معتز برادر خود مؤيد را نظر بر آنكه خلافت برو نماند ، در زير برف كرد تا بسرما بمرد و در [ لحاف ] [ 1 ] سمور بمردم نمود و گفت بمرگ طبيعى مرده است . لا جرم او نيز از خلافت بر نخورد . تركان جامگى خواستند . در خزانه مال نبود و در افواه مشهور شد كه اموال وزير [ احمد بن اسرائيل ] [ 2 ] و عيسى صاحب ديوان و حسن مخلد دبير برده است . صالح بن وصيف ترك كه پيشواى غلامان بود ، از ايشان مال طلبيد بحضور معتز . ماجرى دراز شد . تركان شمشيرها بكشيدند و آن هر سه را پياپى از پيش خليفه بيرون كشيدند و به زخم شكنجه اموال بستدند . معتز خواست كه وزير را دست باز گيرند و به دو دهند . ملتفت نشدند و انديشه كردند كه اگر معتز را بمانند [ 3 ] ، ازيشان يكى زنده نماند . بر در او آمدند
--> [ 1 ] - م : لباس [ 2 ] - ابو جعفر احمد بن اسرائيل الانبارى كه بعد از ابو موسى عيسى بن فرخانشاه سمت وزارت يافت ( تجارب السلف 186 ) . در نسخهء ب اين اسم محمد بن احمد بن اسرائيل آمده است . و نام اسرائيل در تاريخ الكامل ابى اسرائيل ذكر شده . [ 3 ] - باقى گذارند